![]() |
![]() |
|
| تسلی می دهم خود را که آسمانها هر شب بر او نثاری هست...امادردا...دریغا...چرا خاموش؟؟؟؟چرا در خاک؟؟؟؟ |
|
زندگی چیست ؟ خون دل خوردن اولش رنج و آخرش مردن
پایان |
|
+ نوشته شده در
سوم تیر 1385ساعت توسط غریبه |
|
|
امروز کمتر کسی تو خونه نشسته که ما هم جز هموناییم آخه امروز پارکا از همه جا شلوغ تره ما هم تر جیح دادیم سیز ده به در رو در خانه سپری کنیم..... خوب دیگه امروز آخرین روز تعطیلاته و از فردا دوباره برنامه یکنواخت مدرسه شروع میشه... ولی حال میده ها فردا تو حیاط همه یه دفترو مداد دستشونه از این ور به اونور دنبال یه جواب درست می گردن که تکالیف نو روزیشونو تحویل دبیرای محترم بدن ... ......بگذریم امروز نافله ناز نداریم آخه همش مهمون داشتیم و حتی یک لحظه هم ورق پاره ای چیزی دم دستم نیومد که بتونم چیزی بگم یا بنویسم.... تیتری به عنوان اطلاعات هم نداریم... راستی توی پست قبل که زده بودم طراحی چهره آدرسو اشتباه نوشته بودم... حالا اگه دوباره پیدا کنم براتون می نویسم خوب دیگه از چی بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آهان یکی از دوستان گفته بود چرا غمگین می نویسی؟ _ واسه این که .... خوب آخه تازگی ها یکی از بهترین عزیزانم را از دست دادم..... بد جوری حالم گرفته... همه اینایی که به اسم نافله تایپ می کنم برا اونه.... الانم خیلی دل تنگشم... در ضمن از امروز تا پایان امتحانات خرداد من آپ نمی کنم فکر نکنم دیگه سوالی مونده باشه که جواب ندادم امیدوارم بچه مدرسه ای ها با نمرات عالی قبول بشن و همه وبلاگ نویسان به تک تک آرزو هاشون برسن دوستدارتان: نیلوفر |
|
+ نوشته شده در
سیزدهم فروردین 1385ساعت توسط غریبه |
|
|
*************************** اطلاعات: طراحی چهره به صورت آنلاین: http://fashface.fashmaster.ru وب سایت پروفسور حسابی www.hessaby.com *************************
نافله ناز امروز یه خورده دیگه جای کار داره ولی همین طوریشم به نظر من قشنگه : آن هنگام که به تو می اندیشم ستاره ها خاموش می شوند و ابرها به گریه می افتند ، می گریند....تا صبح می گریند.... کاش از بین ما نرفته بودی .... کاش هنوز تو را احساس می کردم کاش... کاش .... و کاش امروز همراه با گریستن ابرها خورشید بدرخشد و رنگین کمانی توام با مهر ، محبت و مهربانی که تو از آنها سر چشمه گرفته بودی بر سر مزارت پدیدار شود ...... ----------------------- من از این شعر خیلی خوشم میاد : عید و امسال گذاشتی رفتی عزیزم من بی قرارم عید و امسال تنهای تنهام به جای عیدی عزیزم من تو رو می خوام از وقتی رفتی غمگینه خونه گریم می گیره با هر بهونه رفتی و موندم با این همه درد هر گز نمیشه فراموشت کرد ععید و امسال عیدی ندارم... ..... بقیه اش رو یادم نیست ****************************** تا بعد بای |
|
+ نوشته شده در
نهم فروردین 1385ساعت توسط غریبه |
|
|
قبل از این که برین پستمو بخونین باید یه توضیحی در مورد قسمت نافله ناز بدم ، نافله ناز قلبم ، حرف دلم و دل تنگیهایه منه ............ و هیچ احدی حق تمسخر گرفتن اونو نداره حتی تو.........
********************** نافله ناز می روم و گریه ها می کنم از درد فراق اما دلم باور نمی کند رفتن ابدی او را شادی ها چه زود تمام شد.... همچون مشق شب کودکان خط خورد........ او شادمانه به آسمانها پر گشود و ما این جا در گمنام ترین نقطه جا ماندیم... آفریدگارا ... می بینی چگونه هر لحظه دل تنگی هایم را فریاد می زنم و همگام با سایه تنهایم در خیال بارانی ام قدم می زنم؟می بینی چگونه هر لحظه چتر شکسته بغض خیسم را می گشایم و...؟می بینی..؟ میبینی چطور غزل غزل گریه می کنم؟ پروردگارا شکستم.... از هجر پرواز معصومانه او شکستم... از درد غصه و فراق شکستم .... و اینک دیگر شرمی نیست در گریستنم که ابرها نیز خود نزد چشمانم کم آورده و خجل هستند... چرا.....؟چرا باید نامی به نام مرگ وجود داشته باشد؟ چرا باید آدمها روی زمین تنها بمانند؟ ......... بی تو بودن هنوز در باورم نیست حتی آن لحظه ها که سر بر مزارت می گذارم.... من از بهار گله دارم ... من از این دنیا گله دارم ... من از خدا گله دارم.......... تو بگوبی تو بودن را چگونه تحمل کنم وقتی درد فراق را چنین سخت و سنگین نیاموخته بودم
************************** |
|
+ نوشته شده در
هفتم فروردین 1385ساعت توسط غریبه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
اونی که اسمش عشق نیست تب سردیست که بر پیشونیت میشینه
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 |
| پیوندها |
|
خواهر خوبم jokerman سرزمین مستی مهرناز خانم گل جوجو براي همه ديوونه خونه بغض خيس سرزمين آرزوها رويا پرداز كاشانه دوست راشیل خانوم عزیزم عروسک بی نمک |
|
RSS
|